+ باز هم قصه پرغصه مادر....

                                                        

بهار همیشه بوی تازگی و زندگی می دهد.فصل تولد و نوزایی است.طبیعت که نو می شود و هستی که لباس سبز مخملین به تن می کند.سبزی نشاط آورش مشام آدمیان را  نیزبه میهمانی سرزندگی و شادی خویش دعوت می کند.رویش بهاری،زایش احساس های تازه در وجود آدمیان است.بهار،روز تولد گل است.

این روزها که طبیعت شاد است و هستی سرمست از میلاد گل،شیعه اما در فراق خزان زودهنگام گل یاس خویش،دلی لبالب از غم  و غصه دارد.غمی برآمده از قصه پر غصه مادر.مادری 18 ساله که تازه گاه شکفتنش بود، نه هنگامه پرپر شدن.قصه غریبی است این قصه پرغصه.هنوز هم پس از گذر تاریخ از قله قرنها ،راز خزانش همچون معمای مزارش، دل های سوخته را سرای ماتم خویش کرده است.فاطمیه برای فاطمیون هم یاد آور بها رست و هم  نمادی برای خزان.بهارِ روضه هاست.روضه هایی که برای اهلش بهشت حقیقی خداست.و خزانِ ناباورانه گل یاس پر احساسی است که  بهار زندگی گاهِ «بالیدنش» بود نه زمان «نالیدنش».قرن هاست که ناله درد آلود  و مظلومانه مادر اهل بیت و اهل هیئت،در دالان های پرپیچ و خم تاریخ به گوش جان نیوش می شود و شورِ اهل شعور را برمی انگیزاند تا روزی که  پژواک ندای «این الفاطمیون» از بلندای قامت قیامت قائم،گوش همه عالم و آدم را پر کند.شیعه در دل خویش دو گوهر دارد.گوهر گران بهای مهر و گوهر بی بدلیل کینه ای مقدس.مهرش برای همیشه تاریخ از آنِ فاطمه و فرزندان فاطمه بوده است و  نیش کینش از آنِ آنانی است که پایه گذار ظلم و ستم بر آل الله بودند.آنانی که در سقیفه سقف بلند آسمان را  شکستند و کربلا را سال ها پیش از آمدنش آفریدند.....اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد.....

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:


+ لینک مصاحبه با خبرگزاری فارس درباره صله رحم

لینک مصاحبه با خبرگزاری فارس درباره صله رحم

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910110000001

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:


+ حرم امروز حرم بود

بالاخره امروز هم سال نو تحویل شد و از این به بعد باید تو تاریخ زردنمون باید بنویسیم 91.سال نود با همه خاطرات تلخ و شیرینش تموم شد و رفت.خدایش بیامورزاد.....

امسال هم لحظه تحویل سال خدا توفیق داد قم باشیمو و میهمان حریم پر حرمت اهل بیت و بر سر خوان نعمت حضرت معصومه سلام الله علیها جای همه شما سبز.یک ساعت پیش از تحویل حرکت کردیم رفتیم حرم با این خیال خام که بریم کنار ضریح حضرت و لحظه تحویلمونو کنار ایشون باشم اما حرم اونقدر شلوغ بود که با اجازه شما یک کیلومتری ضریح خانم توستیم جا پیدا کنیم و روبه قبله بایستیمو در سکوتی خیال انگیز و پر از معنویت هم صدای با مومنین خواندیم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال....بعد هم دعای امام زمان خوندیم و نم نم اشک بود که از گوشه چشم خیلیا روان و دوان بود.جاتون سبز قابل توصیف نیست که بگم چی بود باید می بودید و می دیدید.....غرض اینکه بر خلاف خیال خام خیلی ها که تصور می کنند بازار دین هم عین بازار دنیا آشفته شده و دیگه مردم از دین فاصله گرفتنو و به اصطلاح دین گریز شدند و...باید می بودید و می دیدید که همه اومده بودند که روز نوشان را یعنی خوشحالی هاشونو کنار اهل بیت باشند.تا تاریخ تاریخ بود و خاطرات به خاطرش میاد خنده و اشک این ملت با اهل بیت بود.مهرشون مال اینا و کینشون مال دشمنای اهل بیت بوده.تا کور بشه هر که نتواند دید......راستی عیدتون مبارک.

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:


+ بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

این گذر زمان هم برای خودش حکایتی

غریب دارد.به گونه ای هم می کاهد هم می

افزاید.هم کم می کند هم زیاد.سال که نو می

شود  نمی دانم عمر من یک سال بیشتر می

شود یا کمتر.از یک طرف می افزایدمان و

از سوی دیگر می کاهدمان.افزایش روز های

عمر شاید به خودی خود مساله زیاد مهمی

نباشد اما از آن جهت که یک قدم ما را به

سفر آخرتی مان نزدیک تر می کند قابل تامل

است.در این حکایت عجیب و غریبِ  زایش

و افزایش و کاستن و کاهیدن باید اندیشید. هر

روز که می گذرد زمان آزمون بزرگ

نزدیکتر می شود.باید خود را آماده کرد؛آماده

برای یک آزمون سرنوشت ساز.برای این

امتحان باید توشه داشت،توشه ای در خور

یک سفر سخت و دشوار.در کنار شادی های

این روزهایمان  به غم گذار عمر و بی توشه

ای نیز نیم نگاهی  بیندازیم.شادی خوب است

اما نه آن قدر که از همه چیز غافل مان کند

حتی از خود مان واز سفری که در پیش

داریم.باید لب جوی و نشست و لذت برد و

گذر عمر را دید......

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها:


+ مصاحبه با خبرگزاری فارس

لینک مصاحبه با خبرگزاری فارس درباره عید قربان

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900814001412

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠
تگ ها:


+ عصر نیایش

امروز،عرفه است.روز شناخت.روز آشنایی،روز به رسمیت شناختن،روز برون آمدن از غربت غریب دوری از خدا،روز قنوت های نیاز،روز زمزمه های دل تنگی،روز ندبه های انتظار،روز بغض های ترک خورده،روز آه های سوخته و اشک های فروریخته،روز آشنایی با خود،روز آشتی با خود و روز تمنای آغوش خدا و.....

امزوز برای آنانی که چون من، در غربت و دور از خدای شان غوطه ورند و از این  درد ِدوری ِتیره جان فرسا به خود می پیچند،فرصتی دوباره است.فرصتی برای خواستن،برای آشتی و دوستی و فرصتی برای پرواز.نمی دانم شما هم  در این چند دقیقه مانده تا شروع راز و نیاز ،حس مرا دارید؟ از یک سو حس آماده شدن برای دیدار و ملافات با خدا و نیایش ها و ندبه های دلتنگی و اظهار شوق برای آشتی با خدا و برگشتن به پاکی آغازین و عصمت نخستین و از سوی دیگر ترس از نپذیرفتن،ترس از پاسخ لا لبیک گفتن و.....زبانم لال نکند به من بگوید:دوست ندارم صدایت را بشنوم.نکند بگوید من تو را به حال خود واگذاشته ام.نکند از در خانه اش و از هم صدایی با دوستان خوبش طردم کند.که اگر این گونه شود دیگر هیچ دری به رویم وا نخواهد شد.الان به یاد مناجات زینت عابدان افتادم آنجا که خالصانه و با تضرع به خدا می گوید:خدایا اگر از در خانه ات دورم کنی پس به که پناه آورم؟وقتی پاکانی چون سید الساجدین با خدا چنین عرض حال می کند منِ روسیاه چه بگویم؟می دانم حس دوگانه مرا می فهمید.می دانم درکم می کنید و می دانم....پس به رسم رفاقت دعایم کنید.اصلا بیایید یکدیگر را حلال کنیم و از دعا نفراموشانیم.

خدایا من از هرکه به من بدی کرده گذشتم،تو را به همه خوبانت و دوستانت قسمت می دهم از من بگذار و مرا به حال خویشم مگذار که رها کردنت همان و سقوطم همان.

 

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠
تگ ها:


+ فروغ دیده زهرا

 

الا اى آسمان از دیده ، اشکِ خون به بار امشب

که رفت از دار فانى ، حُجّت پروردگار امشب

نهم شمع هدایت ، پیشواى شیعیان ، او

دهد دور از وطن جان ، بى معین و غمگسار امشب

براى کشتن سلطان دین ، با زهر جان فرسا

زنى مأ مور شد، با امر خصمى نابکار امشب

فروغ دیده زهرا (تقىّ) چون مجتبى جدّش

به دست همسر خود، گشت مسموم و فکار امشب

در آغاز جوانى ، از پى ارشاد مردم شد

شهید دین حقّ، مانند اجداد کبار امشب

گل گلزار احمد از جفاى دختر مأ مون

نهان گردد به خاک سرد و جاوید در مزار امشب

الا اى مظهر جود خدا، ما مستمندان را

ز خوان عام خود، محروم از رحمت مدار امشب 

شهادت مظلومانه امام جواد(ع) بر پیروانش تسلیت باد

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠
تگ ها:


+ زائر بارانی

زائــری بارانــیم،آقــا به دادم می رسـی؟

بی پناهم خسته ام تنها،به دادم می رسی؟

گرچه آهـــو نیستم امــا پر از دلتــنگــیم

ضامن چشــمان آهــوها به دادم می رســی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتـمین دردانه زهــــرا به دادم می رسی؟

میلاد سراسر نور امام مهربانی بر شیعیانش فرخنده باد

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
تگ ها:


+ نعمت امامت

چقدر خوبه که انسان همیشه قدردان همه کسانی باشه که به نوعی به  او لطف می کنند.هم عقل و هم دین؛هر دو به این نکته تاکید دارند که باید سپاس گزار نعمت دهنده بود.و هر کسی این چنین نیست هم خلاف عقل داره عمل میکنه و هم خلاف شرع.

همه بشریت – خصوصا ما مسلمانان و ما شیعه ها- برخوردار  از یک نعمت بزرگی هستیم به نام « دین ناب و خالص الهی» و این نعمت بزرگ  از طریق سنت پیامبر(ص) و اهل بیت بزرگوارش به ما رسیده و پایه و مایه هدایت و سعادت بشری است البته اگر مورد عمل قرار بگیره. صاحب این نعمت بزرگ همه  اولیا الهی خصوصا وجود مقدس امام صادق(ع) است که اگر سخنان و روشنگری های او نبود دین خالص الهی به ما نمی رسید.باید همیشه سپاسگزار صاحب و دهنده این نعمت باشیم.باید از امام صادق(ع) سپاسگزار باشیم و البته  لازم است کینه دشمنان آنان و همه کسانی که این نعمت ها را از بشر گرفته اند را در دل داشت تا روزی که انتقام گیرنده واقعی بیاید و همه آنانی را که به بشریت خیانت کردند مجازات کند.......

شهادت صادق آل علی بر همه شیفتگانش تسلیت باد.

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
تگ ها:


+ بهار بشریت

می گویند بهار مردمان است و طروات روزگار(ربیع الانام و نضره الایام).بهار که بیاید طبیعت  مرده و خفته از خفقان خفه زمستان  مست و سرد،دوباره جان می گیرد و حیات دوباره ای را تجربه می کند.انسان صدای نفس های  نوبرانه و تازه درختان دور مانده از تنفس حیات بخش را  با تمام وجود و به روشنی احساس می کند.دیدگان به انتظار نشسته آدمیان دوباره لباس های سبز مخملین بر اندامِ طبیعتِ لباس به غارت رفته را،  به نظاره می نشیند. و در این مشق نشور و  چرک نویس رستاخیز، گل لبخند و شادمانی بر چهره خسته مردمان سرما زده زمستانی،کاشته می شود.و بشر نیز همگام و همراهِ نوپوشی طبیعت؛  لباس نو بر اندام و اخلاق خویش می پوشاند. و از شدنِ طبیعت و تحول حال خویش به آرامشی خیال انگیز دست می یازد و تا چند روزی و شاید چند ماهی این چنین می ماند تا زمستانی که دوباره در راه است......

بهار مردمان اما برگشت ناپذیر است.کهنه نمی شود.زمستان تازه نفس هم نای نفس گیری از  او را ندارد.داغ  ننگ زغال خواستن و سیاه شدن را بر دل زمستان مست برجا می گذارد.بهار مردان که بیاید هم بشر غم باده گرفته بر طبیعت سرما زده لبخند می زند و هم طبیعت سرما خورده بر بشریتی که در حال گذر از دوره نقاهت بیماری « حیات حیوانی» است؛تبسم می کند.در آن دوران  به دور از آفت، به برکت دست ِ بهارِ بشر، هم اندیشه و هم اخلاق آدمیان با نردبان خدا پروایی آن چنان عروج می کنند که خویشتن خویش را بالاتر از آن می دانند که ساحت و دامن خویش را آلوده کنند.در آن خداشهر بی نظیر سینه ها بی کینه می شود و دست ها تکیه گاه برخاستن دیگران می شود و چشم ها دیگر خیانت نمی کنند و دل ها خیال های بد پنهانی  را در خود جای نمی دهند.....سلام بر بهار بشر،سلام بر هنگامه رکوع و سجودش...

نویسنده : اسماعیل چراغی کوتیانی ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها: