لینک مصاحبه با خبرگزاری فارس درباره عید قربان
امروز،عرفه است.روز شناخت.روز آشنایی،روز به رسمیت شناختن،روز برون آمدن از غربت غریب دوری از خدا،روز قنوت های نیاز،روز زمزمه های دل تنگی،روز ندبه های انتظار،روز بغض های ترک خورده،روز آه های سوخته و اشک های فروریخته،روز آشنایی با خود،روز آشتی با خود و روز تمنای آغوش خدا و.....
امزوز برای آنانی که چون من، در غربت و دور از خدای شان غوطه ورند و از این درد ِدوری ِتیره جان فرسا به خود می پیچند،فرصتی دوباره است.فرصتی برای خواستن،برای آشتی و دوستی و فرصتی برای پرواز.نمی دانم شما هم در این چند دقیقه مانده تا شروع راز و نیاز ،حس مرا دارید؟ از یک سو حس آماده شدن برای دیدار و ملافات با خدا و نیایش ها و ندبه های دلتنگی و اظهار شوق برای آشتی با خدا و برگشتن به پاکی آغازین و عصمت نخستین و از سوی دیگر ترس از نپذیرفتن،ترس از پاسخ لا لبیک گفتن و.....زبانم لال نکند به من بگوید:دوست ندارم صدایت را بشنوم.نکند بگوید من تو را به حال خود واگذاشته ام.نکند از در خانه اش و از هم صدایی با دوستان خوبش طردم کند.که اگر این گونه شود دیگر هیچ دری به رویم وا نخواهد شد.الان به یاد مناجات زینت عابدان افتادم آنجا که خالصانه و با تضرع به خدا می گوید:خدایا اگر از در خانه ات دورم کنی پس به که پناه آورم؟وقتی پاکانی چون سید الساجدین با خدا چنین عرض حال می کند منِ روسیاه چه بگویم؟می دانم حس دوگانه مرا می فهمید.می دانم درکم می کنید و می دانم....پس به رسم رفاقت دعایم کنید.اصلا بیایید یکدیگر را حلال کنیم و از دعا نفراموشانیم.
خدایا من از هرکه به من بدی کرده گذشتم،تو را به همه خوبانت و دوستانت قسمت می دهم از من بگذار و مرا به حال خویشم مگذار که رها کردنت همان و سقوطم همان.
الا اى آسمان از دیده ، اشکِ خون به بار امشب
که رفت از دار فانى ، حُجّت پروردگار امشب
نهم شمع هدایت ، پیشواى شیعیان ، او
دهد دور از وطن جان ، بى معین و غمگسار امشب
براى کشتن سلطان دین ، با زهر جان فرسا
زنى مأ مور شد، با امر خصمى نابکار امشب
فروغ دیده زهرا (تقىّ) چون مجتبى جدّش
به دست همسر خود، گشت مسموم و فکار امشب
در آغاز جوانى ، از پى ارشاد مردم شد
شهید دین حقّ، مانند اجداد کبار امشب
گل گلزار احمد از جفاى دختر مأ مون
نهان گردد به خاک سرد و جاوید در مزار امشب
الا اى مظهر جود خدا، ما مستمندان را
ز خوان عام خود، محروم از رحمت مدار امشب
شهادت مظلومانه امام جواد(ع) بر پیروانش تسلیت باد
زائــری بارانــیم،آقــا به دادم می رسـی؟
بی پناهم خسته ام تنها،به دادم می رسی؟
گرچه آهـــو نیستم امــا پر از دلتــنگــیم
ضامن چشــمان آهــوها به دادم می رســی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتـمین دردانه زهــــرا به دادم می رسی؟
میلاد سراسر نور امام مهربانی بر شیعیانش فرخنده باد
چقدر خوبه که انسان همیشه قدردان همه کسانی باشه که به نوعی به او لطف می کنند.هم عقل و هم دین؛هر دو به این نکته تاکید دارند که باید سپاس گزار نعمت دهنده بود.و هر کسی این چنین نیست هم خلاف عقل داره عمل میکنه و هم خلاف شرع.
همه بشریت – خصوصا ما مسلمانان و ما شیعه ها- برخوردار از یک نعمت بزرگی هستیم به نام « دین ناب و خالص الهی» و این نعمت بزرگ از طریق سنت پیامبر(ص) و اهل بیت بزرگوارش به ما رسیده و پایه و مایه هدایت و سعادت بشری است البته اگر مورد عمل قرار بگیره. صاحب این نعمت بزرگ همه اولیا الهی خصوصا وجود مقدس امام صادق(ع) است که اگر سخنان و روشنگری های او نبود دین خالص الهی به ما نمی رسید.باید همیشه سپاسگزار صاحب و دهنده این نعمت باشیم.باید از امام صادق(ع) سپاسگزار باشیم و البته لازم است کینه دشمنان آنان و همه کسانی که این نعمت ها را از بشر گرفته اند را در دل داشت تا روزی که انتقام گیرنده واقعی بیاید و همه آنانی را که به بشریت خیانت کردند مجازات کند.......
شهادت صادق آل علی بر همه شیفتگانش تسلیت باد.
می گویند بهار مردمان است و طروات روزگار(ربیع الانام و نضره الایام).بهار که بیاید طبیعت مرده و خفته از خفقان خفه زمستان مست و سرد،دوباره جان می گیرد و حیات دوباره ای را تجربه می کند.انسان صدای نفس های نوبرانه و تازه درختان دور مانده از تنفس حیات بخش را با تمام وجود و به روشنی احساس می کند.دیدگان به انتظار نشسته آدمیان دوباره لباس های سبز مخملین بر اندامِ طبیعتِ لباس به غارت رفته را، به نظاره می نشیند. و در این مشق نشور و چرک نویس رستاخیز، گل لبخند و شادمانی بر چهره خسته مردمان سرما زده زمستانی،کاشته می شود.و بشر نیز همگام و همراهِ نوپوشی طبیعت؛ لباس نو بر اندام و اخلاق خویش می پوشاند. و از شدنِ طبیعت و تحول حال خویش به آرامشی خیال انگیز دست می یازد و تا چند روزی و شاید چند ماهی این چنین می ماند تا زمستانی که دوباره در راه است......
بهار مردمان اما برگشت ناپذیر است.کهنه نمی شود.زمستان تازه نفس هم نای نفس گیری از او را ندارد.داغ ننگ زغال خواستن و سیاه شدن را بر دل زمستان مست برجا می گذارد.بهار مردان که بیاید هم بشر غم باده گرفته بر طبیعت سرما زده لبخند می زند و هم طبیعت سرما خورده بر بشریتی که در حال گذر از دوره نقاهت بیماری « حیات حیوانی» است؛تبسم می کند.در آن دوران به دور از آفت، به برکت دست ِ بهارِ بشر، هم اندیشه و هم اخلاق آدمیان با نردبان خدا پروایی آن چنان عروج می کنند که خویشتن خویش را بالاتر از آن می دانند که ساحت و دامن خویش را آلوده کنند.در آن خداشهر بی نظیر سینه ها بی کینه می شود و دست ها تکیه گاه برخاستن دیگران می شود و چشم ها دیگر خیانت نمی کنند و دل ها خیال های بد پنهانی را در خود جای نمی دهند.....سلام بر بهار بشر،سلام بر هنگامه رکوع و سجودش...
می گویند وقتی امام زمان(ع) بیاید همه چیز زیبا می شود و قلب های همه انسانها به هم نزدیک می شود و کینه ها از سینه ها رخت بر می بندد و همه با هم با مهربانی و لبخند برخورد خواهند کرد.صمیمیت بین آدمها آنقدر زیاد می شود که دیگر به هم دروغ نمی گویند.با هم شفاف و بی پیرایه اند.صاف و صمیمی و صادق و با صفایند.دیگر لازم نیست برای کاری که نکرده ای یا حرفی که نزده ای هزار قسم و قرآن بیاوری.وقتی بگویی نگفته ام یا انجام نداده ام همه از تو می پذیرند آن هم با لبخند رضایت و مهربانی.در آن روزگار مالامال از زیبایی و صفا، تکلیف همه آدما با دیگران مشخص است؛ همچنان که حقوق شان روشن است.آدمای عصر مهدی(ع) یک دلِِِ یک دلند آن هم با همه بندگان خدا.نه یک دله صد دله و هزار چهره.مردمان عصر زیبایی همه عذر پذیرند و مهربان.اگر خطایی از کسی سر بزند یا قصور و تقصیری داشته باشد و زود اما، طلب بخشش کند،عذر تقصیر را به راحتی آب خوردن، می پذیرند نه این که با ناز و افاده و کج خلقی و بد دهنی و بد اخلاقی وبد گمانی در تلاش باشند تا دیگری را صرف سهوی که بر انسان جایز الخطا ،رواست،بیازارند........
حال خوب است با خودمان کمی بیندیشیم که آیا ما منتظر واقعی هستیم؟!!! مایی که قلب هایی با قالبی آهنین داریم،مایی که عذر پذیر نیستیم،مایی که سینه هامان لبالب از کینه بندگان خداست،مایی که زود به دل می گیریم و دیر می بخشیم و مایی که ......نکند ما منتظر او نباشیم؟! نکندصالح نباشیم که اگر نباشیم در جبهه مقابل مصلح خواهیم بود......!!!!
هر انسانی این ظرفیت را دارد تا مظهر اسما و صفات پروردگار عالم باشد.مثلا انسانی که تلاش می کند عیب های دیگران را پوشیده نگاه دارد تا آبروی بنده ای از بندگان خدا نرود او خود را مظهر اسم ستّار(پوشاننده) خدای مهربان قرار داده است و چه زیباست انسان از طریق مظهر صفات خدا بودن خویشتن خویش را به پروردگارش نزدیک کند.حتی جنس های مختلف انسانی می توانند مظهری از مظاهر صفات خدا باشند.و در این میان زنان مظهر صفت ویژه ای از خدا هستند...
زنان بی شک مهربانی و پاکی و لطافت و ظرافت وجودی خود را از خداوند مهربان به ارث برده اند. در فضای خشک و خشن و بی روح مردانه لطافت و ظرافت زنانه تعدیل کننده و و تلطیف کننده زندگی است.اگر لطافت و مهربانی و دلسوزی زنان نبود تنفس در فضای خشن مردانه حتی برای خود مردان ممکن نبود بی شک زنان مظهر اسم پاکی و یا لطیف و یا ظریف و یا ودود خداوند مهربانند.زنان را به حق باید فرشته های خدا بر روی زمین نامید. فرشتگانی که اگر نبودند ما مردها هم یا نبودیم یا اگر بودیم عمرمان دوام نداشت پس باید به زنان گفت:«ای فرشته های زمینی و فرشی خدا دوستتان داریم و قدر شما را می دانیم.هر چند با خشونت مردانه مان گاه گاهی روح لطیف و ظریف و مهربان شما را می آزاریم و اشک تان را در می آوریم اما خوب می دانیم که بی شما و با نبودشما ما هم نیستیم»
«روزتان که روز خداست بر شما مبارک»
عزلی را که 8 سال پیش برای مولا سروده ام به همه دوستدارنش تقدیم می کنم
بر کشته غمزه ات نظر کن
از بی نظری دمی حذر کن
دور است زما کام تو جستن
خود کام ده و دفع خطر کن
از کوچه بی کسان تو بگذر
این جام تهی پر گهر کن
مردیم از این سکوت خاموش
برخیز و بیا ترانه سر کن
ای کوی تو بی نشانه مهدی
ما را زسبوی خویش تر کن
نمی دونم تا حالا شده که برا کسی کار مهمی انجام بدید؟عکس العمل او چی بوده؟حتما پاسخ می دید خب معلومه انسا ن مرام داره هر کی بهش خوبیه کنه جواب خوبی اونا با خوبی و کلی تشکر و امتنان میده.هر چی کار انجام شده با ارزش تر باشه تشکر اون هم بیشتره.البته شما درست مگید تو غالب آدم ها قضیه از همین قراره اما در جامعه ما انسان هایی هم پیدا میشن که خوبی را جور دیگه ای می بینند و جور دیگه ای هم جواب میدن.تا بهشون خوبی می کنی یه جورایی هواتو دارند اما وای به روزگارت اگه یه اشتباه ازت سر بزنه چنان از آسمان به زمینت می زنند که نمی دونی از کجا خوردی!!!دسته اول اما این جوری نیستند اگه یوقت خطایی هم ازت سر زد خطا را در کنار خدماتت گذاشته وبر اساس سرجمع آنها درباره شما تصمیم گیری می کننداینها را میگن انسان های«با انصاف» اما دسته دوم را می گن «بی انصاف».
اسلام به ما مسلمانان دستور داده تا در روابط اجتماعی خود با دیگران از دایره «انصاف» خارج نشیم و به صرف یک خطا همه گذشته خوب دیگرا ن را لگد مال هوای نفس و بی انصافی خودمون نکنیم.هیچ کی از آدم زیراب زن خوشش نمی یاد چون انصافو درباره دوستان شان رعایت نمی کنن. راستی شما با انصافید یا...؟